خواب آلود و سجاده ی شراب آلود
یکشنبه دهم آذر 1387
عجب جماعتی هستیم ما
عجب جماعتی هستیم ما جماعتی که حتی خنده را هم بلد نیست جماعتی که نمیداند خوشی چیست .. اصلا خنده چیست جز احساسی افسانه ای که فقط در افسانه ها بوده و حالا نیست .. اصلا شاید نبوده.
به نظرم باید کلماتی مثل خوشی خنده شادی و ..... را از فرهنگ لغات عامیانه حذف کرد (جماعت تاید به نرخ روز مصرف کن را چه به خنده؟؟)
همیشه منتظر اخبار بد و نا خوشایند هستیم ووووو شاید خبر خوب اصلا وجود ندارد.....
اصلا خبری هست که بخواهد خوب باشد یا بد؟؟؟؟ هیچ خبری نیست جز تداوم تکراری بی حاصل لحظه ها...
به نظرم باید کلماتی مثل خوشی خنده شادی و ..... را از فرهنگ لغات عامیانه حذف کرد (جماعت تاید به نرخ روز مصرف کن را چه به خنده؟؟)
همیشه منتظر اخبار بد و نا خوشایند هستیم ووووو شاید خبر خوب اصلا وجود ندارد.....
اصلا خبری هست که بخواهد خوب باشد یا بد؟؟؟؟ هیچ خبری نیست جز تداوم تکراری بی حاصل لحظه ها...
به قول چارلی چاپلین (خوشبختی چیست جز فاصله میان دو بدبختی )
به قول خودم (بلیط بخت آزمایی ما همیشه قبل از قرعه کشی باطل شده است)
همیشه فراموش میکنیم که در میان تمام قوانین دنیا ما فقط به عنوان اثبات اصل عدم قطعیت هستیم.
قدرت و فرار و فریادی نداریم فقط نشسته ایم و زمان از ما میگذرد و چهره ی ما رامی ساید و غم.........
اما دریغا که همیشه فرصت برای دیگران است و ما فقط قافله ی غافل هستیم و حسرت خوران در پی توجیح ناکامی خود در سایه ی قضا و قدر هستیم.............
پی نوشت ( نه ملحد شده ام نه دهری و نه عاشق و صوفی و نا امید از زندگی ....هنوز هم امیدوارم و بیدارم شاید خدا بیاید کاری کند ..... امیدوارم قبل از اینکه گرفتار دنیا و شیطان و دل شوم کسی دست مرا بگیرد.................شاید)
نوشته شده توسط Erfanika
در 21:1 | لينک ثابت
•

