یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
دراین دنیای سه بعدی هیچ حقیقتی به طور کامل قابل درک نیست . . . تمام کائنات و دنیا در حقایق متغیر غرقه هستند و ما چیزی جز تماشای فعلی موجی از امواج حقایق نیستسیم . .
زمان و مکان این خاک در گرو گذشته و آینده است و ما گرفتار حال خویش .. قلم مینویسد در حالی که گرفتار تفکر نویسنده ی حلاج است .
انسان می اندیشد و تفکر بی هیچ اتصالی به زمان به تکاپو می افتد .. زمان ساکن میماند و تفکر مرز آن را می درد .. وقتی شور و شعف داری آنقدر از زمان سبقت میگیری که باورش برای تو سخت ات و وقتی حزن و اندوه داری آنقدر با زمان همراه و ساکن هستی که در حال شکنجه ای .
در مسلک ما گذشته ها گذشت و اندوه حال هیچ حاصل نیست...پس چه سود است و نتیجه چیست در شک و شاید زمان گذشته ماندن . . . بی هیچ میوه ای زمان در گرو گذشته فراموش شده میگذرد و انسان آینده ای ندارد.
از سیاهی تا روشنی فاصله ای نیست جز بستن چشم . . حقایق را میتوان ندید و زنده ماند...میتوان اشکها و خنده ها و حسرت و شادی را چشم بست و گیاهی سرفراز بود و آنقدر زیست که دیگر هیچ لحظه ای نداشت .
میتوان شاد بود و عاشق و میتوان حسرت داشت و در انتظار مرگ .
در هر وجهی هر حس از درون جان ماست و راهی به سوی آینده.
در بربر احساسات سجده کن و از آن فرمان مبر که احساسات تو را اسیر زمان میکند...
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
معرفی یک وبلاگ عالی
این وبلاگ رو حتما سر بزنید http://www.minifictions.blogfa.com/
توش داستانکهایی هست که حتما شما رو جذب میکنه
نویسندش هم دوست خوبم سعید هست
برای نمونه یکی از اونها رو اینجا میزارم تا بخونید
سگ پارس می کرد، مرد آسوده بود. خریده بود او را برای نگهبانی از تنهاییش. روزی قلاده سگ پاره شد و سگ رفت؛ نگهبان تنهایی رفته بود. مرد ترسید، لرزید، خام شد، سگ شد...
سگ، پیر و خسته بر گشته است. فرزند مرد، نگهبانی خریده است برای تنهایی سگ و سگ روی قبر مرد زوزه ی تنهایی می کشد از فرار.
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
این روزها در دانشگاه هرمزگان
بعد از مدتها تلاش و کوشش عده ای محدود و شناخته شده در دانشگاه هرمزگان و با فشار از طرف عوامل بالاتر و با اتمام دوره ی درسی رئیس انجمن اسلامی دانشگاه لیست تمام اعضای قبلی و ثابت این انجمن حذف و امور دانشجویی مشغول عضوگیری جدید می باشد..
اما این عضوگیری بر خلاف سایر مواقع با سکوت و سردی برگذار نشده...بلکه تقریبا تمام داشجویان که حتی قبلا هم عضو نبودند اقدام به عضویت در این انجمن کردند . . . البته نکته ی فاجعه بار و قابل تاسف این است که دانشجویان بسیجی و متعصب دانشگاه هم سعی در عضویت در این انجمن دارند تا در انتخابات آن شخصی از طیف خود را کاندید کنند و در نهایت با رای دادن به آن انجمن اسلامی این قدیمیترین و آخرین نهاد کاملا مستقل دانشجویی را هم به سنگر خود اضافه کنند....
اتفاق بسیار جالب . . . رقابت بین دانشجویان بسیجی و دیگر دانشجویان دانشگاه است در عضویت ..در حقیقت تمام دانشجویان خواستار انجمن اسلامی به شکل سابق هستن و در مقابل بسیجیان سعی در تصرف آن و اداره ی آن به شکل مورد دلخواه خود هستند...
از کنار هر دانشجوی آشنا و غیر آشنا و همکلاسی و غیر همکلاسی که میگذری از تو خواهش میکنند که با عضویت در انجمن آن را نجات دهی و از تسخیر آن توسط دیگران جلوگیری کنی ..
{{ ادامه دارد}}
ادامه مطلب

