تبليغاتX
خواب آلود و سجاده ی شراب آلود

شنبه بیست و نهم دی 1386

امام حسین از دید خسرو گل سرخی

 

 زندگي مولاحسين نمودار زندگي كنوني ماست كه جان بر كف براي خلق‌هاي محروم ميهن خود در اين دادگاه محاكمه مي‌شويم.

 او در اقليت بود و يزيد،بارگاه،قشون،حكومت و قدرت داشت. او ايستاد و شهيد شد هر چند يزيد گوشه‌اي از تاريخ را اشغال كرد ولي آن‌چه كه در تداوم تاريخ تكرار شد راه مولا حسين و پايداري او بود،‌نه حكومت يزيد.

 آن‌چه را خلق‌ها تكرار كردند و مي‌كنند راه مولا حسين است. بدينگونه است كه در يك جامعه ماركسيستي اسلام حقيقي بعنوان يك روبنا قابل توجيه است و ما نيز چنين اسلامي را اسلام حسيني و اسلام علي تاييد مي‌كنيم.

 

خسرو گلسرخی//دفاع آخر در دادگاه نظامی

نوشته شده توسط Erfanika در 0:27 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم دی 1386

به بهانه ی عاشورا

 

..به قول جلال آل احمد

 از آن زمان که سنت شهادت را فراموش کرده­ایم و به مقبره­داری شهیدان پرداخته­ایم مرگ سیاه را ناچار گردن نهاده­ایم!

.. و به قول شریعتی

«می بینی که چگونه در گریستن بر حسین و عشق به حسین با یزید همدست و همداستان شده­ایم!»

 

 

نوشته شده توسط Erfanika در 9:47 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم دی 1386

چها که نکرد این تشیع صفوی

 

تشیع صفوی از خون تریاک ساخت و از فرهنگ شهادت "لا لا یی خواب"

 چه ها که نککرد این تشیع صفوی............

علی را رستم دستان شاهنامه کرد ..آن هم نه در رزمگاه بلکه در خوانقاه و فاطمه را زنی نالان که تمام همتش این است که ملکی را که دولت از او به نا حق مصادره کرده را پس بگیرد و تمام حرفش  .... آه و دیگر هیچ

و حسن را شرم دارم که بگویم

و حسین را ...... کسی معرفی کرد که برای رهایی از جنگ طفل ۶ ماهه را بهانه کرد..و التماس کرد!!

زینب را زنی که مردانگی در رکابش جوانمردی می اموخت .

زنی که تا قیام آغاز شد..شوهرش را طلاق گفت و دو فرزندش را به قربانگاه فرستاد ودر مرگشان هیچ نگفت...و آنگاه زبان علی در کام ..رسالت حسین بر دوش...

اما منبرهای مصیبت بار روحانیت صفوی بزودی توانست آن را "نوحه" کند.......

 

""شریعتی"" //تشیع علوی تشیع صفوی

 

 

نوشته شده توسط Erfanika در 9:18 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه سوم دی 1386

« او (علی) حاكمی بود كه بر پهنه های بزرگی در آفريقا حكم می راند اما زندان سياسی نداشت، حتی يك زندانی سياسی و قتل سياسی . و طلحه و زبير قدرتمندترين شخصیت های با نفوذ و خطرناكی كه در رژيم او توطئه كرده بودند، هنگامی كه آمدند و بر خروج از قلمرو حكومتش اجازه خواستند، و می دانست كه به يك توطئه خطرناك می روند , اما اجازه داد ، زيرا نمی خواست اين سنت را برای قداره بندان و قلدران به جای گذارد كه به خاطر سياست، آزادی انسان را پامال كند
                                              علی شريعتی، م. آ.  ٢/ ١۴۴-١۴۵

نوشته شده توسط Erfanika در 10:37 |  لينک ثابت   • 
 
Yo