دوشنبه نوزدهم آذر 1386
در انتظار صبح
در انتظار صبح شب ها را بیدار ماندیم و دیدیم
که چگونه ستاره ها تک تک و سوسو زنان
رفتند و صبح را به ارمغان آوردند
و ما تنها سیاحتگران شب بودیم و
خفتگان روز
بی آنکه ماه را دیده باشیم و
آفتاب روز را..........
"۳۱۴"
شنبه دهم آذر 1386
تقدیم به روان پاک شهید دکتر شریعتی
ای هنوز بی نظیر
قیصر امین پور
خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیـر
این هـبوط بی دلـیـل، این سـقـوط ناگـزیــر
آســمـان بـی هــدف، بــادهــای بـی طــرف
ابـرهای سـر به راه، بـیـدهای سر به زیــر
ای نـظـاره شـگـرف، ای نـگــاه نــاگــهــان
ای هـمـاره در نظر، ای هـنوز بی نـظـیــر
آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصـیح
مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کویـر
مثـل شـعـر نـاگـهـان، مثـل گـریـه بی امـان
مثل لحـظـه هـای وحـی، اجـتـنـاب نـاپـذیـر
ای مـسـافــر غـریـب، در دیـار خـویـشـتـن
با تـو آشـنـا شـدم، با تـو در هـمـیـن مـسیـر
از کـویر سـوت و کور، تا مـرا صـدا زدی
دیـدمت ولی چه دور، دیـدمت ولی چه دیـر
این تویی در آنطرف، پشـت میـله ها رهــا
این مـنم در ایـنطرف، پشـت میـله ها اسیـر
دســت خـسـتـه مـرا، مثـل کــودکـی بـگـیـر
با خـودت مـرا ببر، خـسـته ام از این کویـر
شنبه سوم آذر 1386
. . . . . . .
« آنچه عطش درون مرا سيراب می کند فلسفه است، و اشراق و زيبائی و عشق و شعر و ..، اين ذوق و استعداد و عشق و رضايت روح من است. اما، آنچه در پيرامونم ميگذرد، هميشه آنچنان فجیع بوده است که استغراقم را ... نوعی خلسه و خلوتی می يافته ام ..، حکايت از وجود مختصری بیغيرتی ..، زيرا هرگاه فلاسفۀ بزرگ، ...، را در تاريخ می يافته ام که از محيطی تيره و تنگ و منحط و ..برخاسته اند و قرنها است انديشه ها و احساس های برجسته و زبدۀ بشريّت را ... تغذيه می کنند، اما ... توده های محروم و محتاج عصر خويش را کمترين نصيبی نداده اند، نميتوانم خود را از چنگ «سؤالی سرزنش آميز» رها کنم. از مولوی ممنونم که برخلاف شمس، ...ايستاد و معطل ما شد تا شصت هزار بیت مثنوی سخن، با ما حرف بزند... با اينهمه فکر می کنم، اکنون ...از پايگاه منيع فلسفه، ادب، هنر و عرفان نيز بتواند بزرگترين مسئوليت مردمی را، ...، تعهد کند و ... برخلاف 15، 20 سال پيش- که شرايط ايجاب می کرد...مرا برآن داشت که بجای خط سير ذوقی و استعداد شخصی ام، ...، بسراغ جامعه شناسی و تاريخ ... رفتم. امروز، نيازی که بشدت احساس می شود، تجديد فکری و فلسفی جهان بينی و انسان شناسی ايدئولوژی اسلام است که زيربنای آن در همۀ ابعاد ... است.»
[علی شريعتی،
بهمن 1355، چهار ماه پيش از هجرت،
م.آ.1، با مخاطب های آشنا، 85-87]
منبع :: http://www.ehsanshariati.com/


