چهارشنبه سی ام آبان 1386
یه سری بزنید
::گزارش، نقد و بررسي سمينار شريعتي ديروز، امروز، فردا::
http://www.meisami.com/@oldsite/Cheshm/Cheshm/Cheshm/ch46/07.htm
چهارشنبه سی ام آبان 1386
آزادی اندیشه و بیان در کشور 2500 ساله
چه خونها که برای رسیدن به امروز به زمین ریخته نشده است
لطفا فقط ببینید:::
http://www.drsoroush.com/Persian/News_Archive/P-NWS-Molavi.html
لطفا دیگران رو هم با خبر کنید
چهارشنبه سی ام آبان 1386
راستي تو از كدام دسته اي ؟
دکتر علي شريعتي انسانها را به چهار دسته تقسيم کرده است:
*آناني که وقتي هستند هستند وقتي که نيستند هم نيستند
عمده آدمها. حضورشان مبتني به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست که قابل فهم ميشوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.
*آناني که وقتي هستند نيستند وقتي که نيستند هم نيستند
مردگاني متحرک در جهان. خود فروختگاني که هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشتهاند. بي شخصيتاند و بي اعتبار. هرگز به چشم نميآيند. مرده و زندهاشان يکي است.
*آناني که وقتي هستند هستند وقتي که نيستند هم هستند
آدمهاي معتبر و با شخصيت. کساني که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را مي گذارند. کساني که هماره به خاطر ما ميمانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.
*آناني که وقتي هستند نيستند وقتي که نيستند هستند
شگفت انگيز ترين آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نميتوانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتي که از پيش ما ميروند نرم نرم آهسته آهسته درک ميکنيم. باز ميشناسيم. مي فهميم که آنان چه بودند. چه مي گفتند و چه مي خواستند. ما هميشه عاشق اين آدمها هستيم . هزار حرف داريم برايشان. اما وقتي در برابرشان قرار ميگيريم قفل بر زبانمان ميزنند. اختيار از ما سلب ميشود. سکوت ميکنيم و غرقه در حضور آنان مست ميشويم و درست در زماني که ميروند يادمان مي آيد که چه حرفها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
منبع : وبلاگ http://irandokht9.blogfa.com
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
قیصر هم رفت
لحظه های کاغذی
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بال های استعاری
لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری
آفتاب ِ زرد و غمگین ، پلّه های رو به پایین
سقف های سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری
با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی ، پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی ، نیمکت های خماری
رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم :
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من ، صفحهء باز حوادث
در ستون تسلیت ها ، نامی از ما یادگاری
قیصر امین پور
چهارشنبه دوم آبان 1386
نماز
هر کدام یک جهاد بود و یک جهش به سمت جلو..یک پرش انقلابی در روح..
خیلی ساده ..سریع.. آگاهانه........
یکی جلو می ایستاد و بقیه از جنس او در پی او..............................
اما حالا....یک جدول پیچیده ی لگاریتمی شکیات دارد و یک عمر تمرین قرائت و مخرج..یک لیست از خواص فیزیکی و شیمیایی برای پیش نماز.
""شریعتی"" (تشیع علوی و تشیع صفوی)


