تبليغاتX
خواب آلود و سجاده ی شراب آلود

جمعه یکم شهریور 1387

خدايا مرسي نميدونم چه جوري ازت تشكر كنم


اين تابستان هم براي من خالي از معنا نبود. حداقل آن اين بود كه قدر نعمتهاي خدا را بهتر و بيشتر دانستم و بيشتر از آن نعمتي جديد و والا را كشف كردم كه نام آن محمود است.
در حالي كه در سالهاي اخير از فرت غرق شدن در نعمتهاي خدا در اين خاك در حال خفه شدن بودم خدا اين نعمت گرانبها را براي ما فرستاد و حجت را بر ما تمام كرد.
او آمد و ما را از غرق شدن در نعمتهاي آب و برق نجات داد و ما را از اتم و تحريم سرشار كرد.
خدا حفظش كند ديگر آنقدر آب و برق ديده بوديم كه داشتيم از فرت خوشي كافر ميشديم و دامن از كف ميداديم.
از ديار غيب نازل شد و ما را در تورم متورم كرد .
اين زيباروي خوش جمال رعنا اين نعمت مهم كه از از آب و برق براي ما عزيزتر است كه همه چيز را فيلتر ميكند.

خدايا مرسي نميدونم چه جوري ازت تشكر كنم.
نوشته شده توسط Erfanika در 19:38 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387

سلام المپيك 2008

بدون هيچ اختلاص دزدي جعل مدرك دانشگاهي بدقولي دروغ و.... المپيك 2008 چين آغاز شد.

المپيكي كه شعار آن صلح آزادي بود و در گرجستان جنگ شد.
مشعل المپيك با نفت و گاز ما ايرانيان روشن شد مشعلي كه نور و گرمايش براي آنها و دودش براي ماست. المپيكي كه فقط در قسمت رسانه ي تلوزيون 11000 شغل براي چينيها ايجاد كرد و ما اينجا بيكاريم.
ما در كشور دود گرفته ي خود ساكت و ساكن نشسته ايم و با گريه از 14 و 5 و معصوم بهشت آن دنيا را ميخواهيم و آنها براي ما كفش ميدوزند و نفت را ميگيرند بهشت را براي خودشان ميسازند.

آنها المپيك برگزار ميكنند و ما ميگوييم سلام المپيك فقط همين........
نوشته شده توسط Erfanika در 2:22 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387

حاج سعید از پيش خدا برگشت


سعید جان به سلامتی از پیش خدا (مکه) برگشت

Image and video hosting by TinyPic   saeed

واقعا خوشحال شدم و امیدوارم که همه ی دوستان من مثل سعید این توفیق نصیبشون بشه
امیدوارم...
نوشته شده توسط Erfanika در 2:4 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه سی ام تیر 1387

اگر هیتلر بود و نبود

هیتلر مردی که سراسر دنیا را به جنگ و خون کشید.
اعتقاد او به برتری نزادی هر چند بد است .اما عشق او به کشورش ستودنی است.جنگ بد است اما ابتکارات او در جنگ ضرب المثل است.او مردی با استعداد شگرف بود هر چند اقداماتش جای انتقاد دارد.اعتماد به نفس او .شجاعت پنجه در پنجه قدرت های زورگو انداختن وی قابل ستیش است.

اگر هیتلر نبود دنیا هنوز زیر استعمار کثیف انگلستان بود . المان تنها و کشور ژرمن تنها نژاد و هیتلر تنها ترین هایی بودند که قدرت در هم کوبیدن نژاد قدرتمند انگلو ساکسون و برچیدن بساط اهریمنی این امپراتوری انگلو ساکسون در جهان را داشتند .اگر هیتلر نبود هنوز دنیا زیر نفوذ سربازان انگلیسی بود.

اگر هیتلر بود الان دیگه نه اسرائیل نبود و شاید ما  ....

از تاریخ بایستی درس گرفت واعمال خوب را سرمشق باید قرار داد. اما باید این سوال را پاسخ داد که من و تو ..ما چه هستیم و در کجای تاریخ قرار می گیریم.آیا قوی هسیم یا ضعیف.انگشت اشاره را به سوی خود هر کسی بگیرد.



نوشته شده توسط Erfanika در 12:6 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم تیر 1387

به مناسبت تولد سعید

18 تیر تولد سعید هست
این شعر زیبا تقدیم به سعید
تولدت مبارک

ادامه مطلب
نوشته شده توسط Erfanika در 2:33 |  لينک ثابت   • 

جمعه چهاردهم تیر 1387

Erfanka PersonalWeb ::

Start my personalyty web
Adress : Erfanka.coo.Ir
نوشته شده توسط Erfanika در 16:11 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه دهم تیر 1387

چه جاي تعجب !!!!!


 شريعتي   مصدق   هدايت  امير کبير ....

       از هر کدام چه ميدانيم؟
جز مقداري اطلاعات جزئي غلط و بيهوده چيزي نميدانيم..
اين است سرانجام انسانهاي بزرگ و آزاده در تاريخ کشور ما .... مرداني که وجود هر کدام باعث افتخار يک ملت است در کشور ما مهجور هستند .
نميدانم شايد اين سرنوشت هر آزاده اي است که بايد در خاموشي و سکوت زندگي کند و تنها فرياد بزند مبارزه کند   بميرد   له شود  گم شود   ...   و تاريخ فقط ميداند علي دائي 100 و اندي گل ملي زده است.
فکر نميکنم اين جبر تاريخ باشد که اينچنين ظلمي را روا دارد چون تاريخ جرياني در بستر طبيعت و در ذات طبيعت فراموشي و بي مهري جايي ندارد .. پس اين بي مهريها نتيجه ي چيست؟؟؟!!!
آيا جز اين نيست که ما ملتي ناسپاس و بي محبت هستيم.

تا وقتي هدايت کافر خوانده شود و او را پوچگرا بخوانند چگونه از او استفاده کنيم؟؟  حال آنکه شيطانهاي بزرگ!!  کتابهاي او را ترجمه و به چاپهاي متعدد ميرسانند و در اين سمت ما از خواندن داستانهاي او محروم هستيم......نبايد تعجب کنيم که در سالهاي آتي بگويند که هدايت اصليتي فرانسوي يا... داشته.
چرا شريعتي را خاموش ميکنند  جلد ميگيرند و در ويترين ميگذارند و ميگويند عجب دکتر زيبايي....چرا نبايد آن سخنان سحرآميز در ميان مردم و کتابهاي ما جريان داشته باشد....مگر سارتر نبود که شريعتي را ستاره ي شرق ميناميد؟
با زنده ها چه ميکنيم؟؟؟ سروش را از خاک مولانا رانديم و او را ملحد خوانديم و حکم تکفير داديم.....

چه جاي تعجب که اينجا ايران است و ما ملتي فراموشکار .......
ديگر نميتوان اميدي به صبح داشت   شب ابدي است و اين حاصل بي عشقي ماست  
نوشته شده توسط Erfanika در 12:10 |  لينک ثابت   • 

جمعه هفتم تیر 1387

تصویر ما از خدا

قطعا زندگی امروز ما ایرانیان جهان سوم آنقدر شیرین و زیبا نیست که بتوان تصویر زیبایی از خدا در آن دید.

در زندگی تکراری و روزمره ی وروزمره ی خود آنقدر فرصت تفکر و اندیشه نداریم!!!!!در حقیقت هیچ فرصتی نداریم که به خدا و وجود او فکر کنیم و بخواهیم او را زیبا ببینیم.

خدا را در لحظاتی به یاد میاوریم که یا در حل مشکلاتمان مایوس شده ایم یا در حالت مسخ شده در حال مصرف تریاک دین هستیم...مسلما پیدا کردن خدا در این لحظات نتیجه ای ندارد جز نا امیدی و تباهی و شک در وجود خدا.

آنقدر کوچک و بی ارزش شده ایم که پیوسته در حال پرستش خدای قهر هستیم و از استعمار آن توسط دیگران لذت میبریم....پیوسته گریه میکنیم و اشک ریزان از قدرت خشمگین و بی رحم الهی طلب مغفرت مکنیم...آنقدر سرگرم زندگی تکراری فاسد خود شده ایم که مرگ را پایان  و پس از آن را عذاب جهنم میدانیم و پیوسته در تلاش برای کم کردن عذاب هستیم.

بی آنکه بدانیم تاریخ استفاده از فرمول این نوع زندگی مدتهاست به پایان رسیده ...حال فرصت آن است که زیبا زندگی کنیم  و از خدا زیباییهای بیشتر بخواهیم و پیوسته او را سرچشمه رحمت و زیبایی بدانیم..

نوشته شده توسط Erfanika در 3:15 |  لينک ثابت   • 

سه شنبه هفتم خرداد 1387

یک اطلاعیه مهم

 

 

به علت شدت امتحانات وارده از مطلب جدید خبری نیست  !!!!!

نوشته شده توسط Erfanika در 14:45 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387

      

            دراین دنیای سه بعدی هیچ حقیقتی به طور کامل قابل درک نیست . . . تمام کائنات و دنیا در حقایق متغیر غرقه هستند و ما چیزی جز تماشای فعلی موجی از امواج حقایق نیستسیم . .

زمان و مکان این خاک در گرو گذشته و آینده است و ما گرفتار حال خویش .. قلم مینویسد در حالی که گرفتار تفکر نویسنده ی حلاج است .

انسان می اندیشد و تفکر بی هیچ اتصالی به زمان به تکاپو می افتد .. زمان ساکن میماند و تفکر مرز آن را می درد .. وقتی شور و شعف داری آنقدر از زمان سبقت میگیری که باورش برای تو سخت ات و وقتی حزن و اندوه داری آنقدر با زمان همراه و ساکن هستی که در حال شکنجه ای .

در مسلک ما گذشته ها گذشت و اندوه حال هیچ حاصل نیست...پس چه سود است و نتیجه چیست در شک و شاید زمان گذشته ماندن . . . بی هیچ میوه ای زمان در گرو گذشته فراموش شده میگذرد و انسان آینده ای ندارد.

از سیاهی تا روشنی فاصله ای نیست جز بستن چشم . . حقایق را میتوان ندید و زنده ماند...میتوان اشکها و خنده ها و حسرت و شادی را چشم بست و گیاهی سرفراز بود و آنقدر زیست که دیگر هیچ لحظه ای نداشت .

میتوان شاد بود و عاشق و میتوان حسرت داشت و در انتظار مرگ .

در هر وجهی هر حس از درون جان ماست و راهی به سوی آینده.

   در بربر احساسات سجده کن و از آن فرمان مبر که احساسات تو را اسیر زمان میکند...

 

 

نوشته شده توسط Erfanika در 9:34 |  لينک ثابت   • 
 
Yo